از امروز برایت میگویم
حال همگی ما خوب است
منو از منزل آدمایی خوبی میخونید که به تازگی باهاشون آشنا شدم. (وصلت کردم :))) به صرف شام و هم صحبتی. برای اولین بار کله پاچه خوردم که خوب تجربه ی چندان خاطرانگیزی نبود منتهی فال نیک گرفتم. احتمالا کم کم برم خونه. بعد من میمونم و فردا و یه عالم کار عقب افتاده. راستش بعد از همه ی این اتفاقات خودمو نمیشناسم.
نمیدونم تا کی قراره ادامه پیدا کنه. شاید باید یه هویت جدید بسازم یا با این گمشدگی ادامه بدم
پ.ن : حالم اصلا خوب نیست. تقریبا هر روز گریه میکنم
برچسب:
نویسنده: نیکی صالحپور